شش راه برای حمایت از سلامت روان در دوران کودکی

IECMHC چیست؟
IECMHC یک رویکرد مبتنی بر پیشگیری است که یک مشاور بهداشت روان را با بزرگسالانی که با نوزادان و کودکان خردسال در محیطهای مختلف یادگیری و رشد کار میکنند؛ در کنار هم قرار می دهد. کارهایی مانند مراقبت از کودک، پیشدبستانی، بازدید از خانه، مداخله زودهنگام و خانه ها و….کار مشاوره بهداشت روان در مورد تشخیص و درمان نیست. مشاوره سلامت روان مراقبین را برای تسهیل رشد اجتماعی و عاطفی سالم کودکان همراهی می کند.
کودکان خردسال اغلب احساسات شدیدی را تجربه می کنند که ممکن است قادر به برقراری ارتباط کامل با استفاده از ارتباطات کلامی نباشند. علیرغم فقدان توانایی در برقراری ارتباط موثر احساسات، مشکلات سلامت روانی قابل توجهی می تواند در کودکان خردسال رخ دهد و وجود دارد. کودکان می توانند ویژگی های واضحی از اختلالات اضطرابی، اختلال کمبود توجه/بیش فعالی (ADHD) و ناتوانی های رشدی عصبی مانند اوتیسم را در سنین بسیار پایین نشان دهند.
هر چه بزرگسالان زودتر بتوانند این ویژگی ها را تشخیص دهند و خدمات مداخله و پشتیبانی را اجرا کنند، نتیجه بیشتر خواهد بود. در واقع، به گفته مرکز رشد کودک در دانشگاه هاروارد، “اگر زودتر به آنها پاسخ دهیم، اکثر مشکلات بالقوه سلامت روان به مشکلات سلامت روان تبدیل نمی شوند.” به همین دلیل، پیشگیری و مداخله زودهنگام برای ارتقای سلامت روانی مثبت نوزادان و اوایل دوران کودکی (IECMH) کلیدی است.
سلامت روان شامل رفاه عاطفی و اجتماعی فرد است. این بر نحوه تفکر، عمل و احساس او در مورد خود و دیگران تأثیر می گذارد. IECMH، به طور خاص، به عنوان «ظرفیت رشد کودک از تولد تا 5 سالگی برای ایجاد روابط نزدیک و ایمن بزرگسالان و همسالان» شناخته میشود. تجربه، مدیریت و بیان طیف کاملی از احساسات؛ همه در چارچوب خانواده، جامعه و فرهنگ. به طور گستردهتر، IECMH همچنین شامل شاخصهای رفتاری است که ممکن است کودک با آن دست و پنجه نرم کند، موقعیتهایی که رفاه اجتماعی و عاطفی کودک خردسال را در معرض خطر قرار میدهد.
چرا IECMH مهم است؟
تجربیات مثبت اوایل دوران کودکی می تواند سلامت عاطفی قوی را تقویت کند، در حالی که تجربیات منفی می تواند بر رشد مغز تأثیر منفی بگذارد و عواقب جدی مادام العمر داشته باشد. در نتیجه، مداخلات در این دوره می تواند بسیار قدرتمندتر و تأثیرات ماندگارتری نسبت به مداخلاتی که در مراحل بعدی توسعه انجام می شود، داشته باشد. با در نظر گرفتن این موضوع، بسیار مهم است که بزرگسالان از چیستی IECMH آگاه باشند، بدانند چه چیزی بر آن تأثیر می گذارد، علائم هشدار دهنده را درک کنند و استراتژی های پشتیبانی را برای IECMH اجرا کنند.
چه عواملی بر IECMH در کلاس درس در دوران کودکی تأثیر می گذارد؟
تعاملاتی که بین بزرگسالان و کودکان در برنامههای دوران کودکی و تعاملات بین کودکان و همسالان آنها اتفاق میافتد تأثیر عمیقی بر IECMH دارد. این فعل و انفعالات اساس همه روابط آینده را تشکیل می دهد و مستقیماً با وضعیت کلی رشد کودک مرتبط است. آنها به کودکان خردسال کمک می کنند تا امنیت عاطفی، احساس خود و درک دنیای اطراف خود را توسعه دهند.
عوامل خطر مختلفی وجود دارد که می تواند بر این روابط و در نهایت سلامت روان کودک خردسال تأثیر بگذارد، از جمله نارس بودن و وزن کم هنگام تولد، اختلالات ژنتیکی و قرار گرفتن در معرض مواد، خشونت، سوء استفاده، یا استرس و اضطراب مزمن.
چگونه متوجه شویم که کودکان خردسال آسیب دیده اند؟
کودکان خردسال با رفتارهای خود سرنخ هایی از سلامت روانی خود ارائه می دهند. مشاهده دقیق برای شناسایی الگوهای معمولی رفتار و خلق و خوی آنها به راهنمایان مونته سوری اجازه می دهد تا تغییرات مداوم را تشخیص دهند. برای دانش آموزانی که ممکن است در کلاس درس جدیدتر باشند، مربیان می توانند بر اساس سن و نقاط عطف رشد به دنبال رفتاری باشند که برای کودکان غیرمنتظره است. پرس و جو از مراقبین در مورد رفتارهایی که در خانه می بینند نیز می تواند در شناسایی رفتارهای عادی برای هر کودک مفید باشد.
اینها برخی از شاخصهای رفتاری متداول هستند که میتوانند نشاندهنده استرس یا ناراحتی کودک پیش از سن دبستان باشد:
- تغییر در اشتها، حرکات روده و/یا الگوی خواب
- تغییر در سطح فعالیت (کمتر درگیر، بی حال تر، ناتوانی در نشستن، عدم تمرکز)
- تغییر در توجه (کاهش دامنه توجه و پایداری در یک کار ترجیحی؛ افزایش رومینگ بی حال)
- تغییر در سطح تعامل اجتماعی با همسالان و/یا مراقبین
- کاهش تحمل ناامیدی، که ممکن است به صورت ناله یا تحریک پذیری ظاهر شود
- در هنگام ناراحتی دلداری دادن مشکل است
- افزایش پرخاشگری یا خشم با تحریک کم یا بدون تحریک؛ یک واکنش انفجاری به یک رویداد بدون محرک ظاهری
- رفتار پرخاشگرانه یا تکانشی مکرر را نشان می دهد
- تغییر در جلب توجه مربیان
- ارتباط کم یا بدون ارتباط؛ فقدان زبان
- پرهیز از تماس چشمی با دیگران
- اضطراب جدایی یا کناره گیری از مراقب
- درگیر فعالیت های اجباری (مثلاً بازی با ترتیب خاصی، شستن دست ها، تکرار کلمات در سکوت)
- از دست دادن دستاوردهای رشدی قبلی
- در بیشتر موقعیت ها مضطرب هستند
شش راه برای حمایت از سلامت روانی دوران کودکی
- روی شادی تمرکز کنید. انجام کاری که باعث لبخند یا خنده شما شود می تواند بهترین دارو برای جلوگیری از اثرات منفی استرس و اضطراب باشد. برای کودکان خردسال، برخی از راههای عالی برای به جریان انداختن اندورفین و ایجاد شادی از طریق موسیقی، حرکت و زمان بازی در فضای باز است.
- روابط قابل اعتماد برقرار کنید. رابطه اعتماد و مراقبت بین کودک و راهنما برای سلامت روان و رشد کلی کودک خردسال ضروری است. نشان دادن گرما و محبت مداوم با نمایش حالت چهره دلپذیر، استفاده از لحن صدای مناسب، برقراری ارتباط در سطح چشم کودک و به اشتراک گذاشتن نظرات محبت آمیز به ایجاد اعتماد و ارتقای رفاه اجتماعی-عاطفی کودک کمک می کند. نشان دادن احترام با گوش دادن با دقت، پذیرش احساسات کودک و گذراندن زمان با کیفیت با هر کودک نیز به تقویت رابطه کودک و راهنمایی کمک می کند.
- مهارت های اجتماعی عاطفی را آموزش دهید. راهنماها میتوانند با استفاده از کتابهای کودکان، درسهای برنامهریزیشده در مورد موضوعاتی مانند احساسات و لطف، از سلامت روان دانشآموز حمایت کنند.
- یاد بگیرید که احساسات خود را تنظیم کنید تا به طور کامل در دسترس کودک باشید. از طریق فرآیند خودآگاهی و مراقبت از خود، مربیان می توانند با احساسات خود هماهنگ تر شوند. ایجاد درک درستی از احساس فرد به راهنماها اجازه می دهد تا از طریق آن احساسات کار کنند و یاد بگیرند که چگونه آنها را به درستی تنظیم کنند. مدیریت مؤثر احساسات خود به آنها قدرت می دهد تا در لحظه حضور داشته باشند و آنها را برای برآوردن نیازهای دانش آموزان خود در دسترس قرار دهد.
- یاد بگیرید که چگونه احساسات و رفتارکودک را شناسایی کرده و به آنها پاسخ دهید. مشاهده دقیق کودکان خردسال به راهنمایی در درک احساسات و رفتارهای معمولی کمک می کند و به آنها اجازه می دهد تفاوت های قابل توجهی را که ممکن است نشانه های اضطراب و پریشانی باشند، تشخیص دهند.
- تقویت استقلال کودک باعث ایجاد حس قوی از خود می شود و در برخورد با احساسات منفی به او کمک می کند. اجازه دادن به کودک برای کمک به کارهای معمول و مراقبت از خود تا حد امکان به القای حس غرور کمک می کند. ارائه انتخابهای محدود، بهویژه در زمانهای سخت که کودک از انجام یک فعالیت خاص (مثلاً لباس پوشیدن) امتناع میکند، به کودک قدرت میدهد و به کاهش وجود جنگ قدرت کمک میکند. برچسب زدن، تصدیق و اعتبار بخشیدن به عواطف کودک برای کمک به درک اینکه چه احساسی دارد و چگونه احساس می کند و اینکه احساساتش پذیرفته شده است بسیار مهم است.
هر یک از راهبردهای فوق برای حفظ روابط شاد و سالم با کودکان خردسال و حمایت از سلامت روان آنها مفید است. با این حال، توجه به این نکته مهم است که در صورت وجود هر یک از علائم هشدار دهنده فوق، راهنماها باید مشاهدات دقیقی داشته باشند و یادداشتهای دقیق و ذهنی بگیرند. برقراری ارتباط آشکار و صادقانه با والدین کودک بسیار مهم است تا آنها تصمیمی را اتخاذ کنند که فکر می کنند در رابطه با مشاوره با یک پزشک یا ارائه دهنده سلامت روان متخصص در بهداشت روانی دوران کودکی، درست است.
منبع: The Official Blog of the American Montessori Society
پست های مرتبط
5 آذر 1401
5 شهریور 1401
10 مرداد 1401


دیدگاهتان را بنویسید